تبليغاتX
روزنامه من
این مطلب را (اگر چه در همهمه انتخابات بی ارتباط می نماید) با اشاره به نوشته دوست عزیرم وحید می نویسم و امیدوارم هم شروعی باشد برای ارتباط فکری بیشتر بین دوستان سابق که این روزها به بیست تومان هم یادی از هم نمی کنند و هم تغییری در سیستم فعلی وبلاگ نویسی این حلقه باشد که هر کسی فقط از دنیای خودش ننویسد و گاهی به نوشته های دیگران هم عکس العملی نشان دهد.

من اولین بار شعار "یا سوسیالیسم یا بربریت" را بر بالای همان تابلو های سرخ رنگ دانشجویان چپ دیدم و نمی دانم که این شعار سابقه تاریخی دارد یا نه؟فرض را هم بر این می گیرم که اصلا نمی دانم سوسیالیسم چیست و کوچکترین اطلاعی درباره آن ندارم .بربریت  هم در واژه نامه ها معنی وحشی و عقب مانده می دهد و اگر هم کسی معنی آن را نداند از ظاهر شعار اینگونه بر می آید که حالت بدی است که اگر کسی به سوسیالیسم که آرمان ماست نرسد لاجرم و ناگزیر به آن مبتلا می شود.شعار به صورت سوال گونه مطرح می شود و مخاطب را بر سر دو راهی قرار می دهد و جواب من به این سوال همانگونه که از عنوان مطلبم مشخص است این است :البته بربریت.

آنچه باعث می شود من بربریت رابرسوسیالیسم ترجیح دهم نه ناشی از دشمنی من با سوسیالیسم است نه بر خواسته نادانی و نا آگاهی . اگر به جای سوسیالیسم در این شعار هر کلمه دیگری اعم از لیبرالیسم و دموکراسی و . . . قرار می گرفت من باز هم بربریت را انتخاب می کردم.اگر بربریت آنقدر گسترده شده است که هر اندیشه و روش و مرامی جز سوسیالیسم را شامل می شود چه چیزی بهتر از آن؟

مگر نه این است که اصل اندیشه پست مدرن بر پایان عصر کلان نظریه ها و دو گانه ها است؟پس چگونه است که گروهی که خود را پیشتاز جامعه ایران می دانند هنوز در اندیشه های قرن نوزدهم اروپا سرگردان است و در عصر منطق فازی دنیا را اینگونه دو گانه و سیاه و سفید می بیند.

من در برابر این نوع شعار دادن این سوالها به ذهنم می آید:چرا بعد از این همه نیچه و سارتر و کافکا و کامو و شاملو خواندن ما همگی هنوز به همان روش "دیگران  یا با ما یا بر ما" فکر می کنیم؟ چرا هنوز دعوا ها بر سر مسلک ها و مرام هاست؟و چرا در هنوز در بر همان پاشنه می چرخد؟

 به قول شاملو:

"مسلک ها به جز بهانه ی دعوایی نیست بر سر کرسی اقتداری، و انسان دریغا که به درد قرون اش خو کرده بود ".

منتظر جواب های دوستان هستم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 0:36  توسط مرتضی | 
بسیار حس لذت بخشی است وقتی در آخرین روز سال تحصیلی از طبقه دوم می بینی دانش آموز روستایی که نتوانسته ای سرتاسر سال راضی اش کنی یک کاغذ میلیمتری برای کلاس رسم فنی بیاورد و خود را اینگونه توجیه کرده ای که حتما ندارن بیچاره ها، دارد با تویوتا کمری ابوی بزرگوارش که از فروش زمینهای بایر لب جاده افتاده شان حاصل شده است ویراژ می دهد. 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 14:21  توسط مرتضی | 

زمانی که در عراق  به سوی رئیس جمهور آمریکا لنگه کفشی پرتاب شد کسی در این مورد که آن حادثه یک رسوایی است و نباید تکرار شود تردیدی نداشت.آنچه تحلیل ها را از هم متمایز می کرد به علت و ریشه آن واقعه مربوط بود . اینکه آیا آن رفتار به زعم رسانه های کشورهایی چون ایران پاسخی به رفتار نادرست رهبران آمریکا در عراق بود یا ناشی از گستاخی آن خبر نگار عراقی بود که موجب عذر خواهی خبرنگاران عراقی هم شد.

آنچه در مورد حادثه ای که هفته پیش در ژنو اتفاق افتاد  عجیب است نه خود آن که اختلاف نظر درباره نتیجه آن است.بخش عجیب و نگران کننده تحلیل ها در رابطه با واقعه فوق مربوط به گروهی است که شتابزده این چنین وقایعی را حماسه و فتح الفتوح می خوانند و شوربختانه کنترل بخش مهمی از سکان هدایت کشور را نیز در دست دارند.

وقتی کسی این چنین رفتارهایی را حماسه بخواند بی شک  نمی شود از او پرسید حضور و سخنرانی رئیس جمهور در کنفرانسی در سطح وزرا و معاونان که هیچ کدام از سران کشورها در آن حضور نداشتند چه لزومی دارد؟ یا که اغتشاش در شروع سخنرانی رئیس جمهور چه معنایی دارد و ترک سخنرانی توسط نمایندگان کشور های دیگر چه افتخاری دارد؟

جالب آن است که دایره کسانی که چنین رفتارهایی را تایید می کنند آنچنان محدود است که حتی حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان را هم شامل نمی شود . چرا که وی هم پیش از این از فتح الفتوح خواندن حادثه دانشگاه کلمبیا انتقاد کرده بود وهم قبل از عزیمت رئیس جمهور به ژنو به عدم شرکت در آن کنفرانس توصیه کرده بود .

نمونه دیگر این نوع تحلیل ها به وقایع جنوب لبنان و جنگ سی و سه روزه  مربوط است که پس از کشته شدن جمعیت هزار نفری از مردم این منطقه دربرابر تلفات دویست نفری اسرائیل و تخریب ساختار های زیر بنایی جنوب لبنان باز هم از سوی این گروه به پیروزی حزب الله و شکست اسرائیل تعبیر شد درحالی که بعد ها خود سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله و فرمانده یکی از طرفین درگیر در این جنگ در مصاحبه با تلویزیون لبنان از گروگان گیری سربازان اسرائیلی که موجب آغاز جنگ  شد ابراز پشیمانی کرد .خبری که در رسانه های ایران کمتر پوشش یافت.

با همه تلاشی که می شود این نوع نگرش به شهادت طلبی پیوند خورد و با آن همسان دیده شود  واضح که شهادت طلبی ارتباطی با شتابزدگی و نسنجیده عمل کردن ندارد و مرز این دو تفکر به فاصله گناه خودکشی تا ثواب شهادت است.

به نظر می رسد تعریف پیروزی و شکست در ادبیات سیاسی و دیپلماتیک ایران در حال تغییر و واژگونی است.پیروزی هر آنچه که اتفاق می افتد است  و شکست اصولا اتفاق نمی افتد.در این میان از این تغییر معانی آنها که بیشتر از همه زیان می بینند مردمی هستندد که به معنای جدید این واژگان خو نگرفته اند.

+.برای نشریه دانشجویی راه درخشان

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 19:55  توسط مرتضی | 
میر حسین امروز میهمان دانشگاه فردوسی بود.

استقبال خوبی شده بود و چند برابر ظرفیت سالنی که معمولا پر نمی شد جمعیت آمده بود و بساط تشویق و شعار  هم براه بود.

با اینکه میر حسین از بلاغت بالایی چون خاتمی برخوردار نیست و آنچنان که ما ملت احساساتی دوست داریم هیجانی صحبت نمی کند اما به نظر می آد که امروز تونست مخاطبانش رو راضی از سالن بیرون بفرسته.

احساس می کنم که میر حسین داره کم کم خودش رو به عنوان کاندیدای شرایط اضطراری تثبیت می کنه. 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 15:1  توسط مرتضی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
دست نوشته های دیگران
 
پارسا نوشت
حسن ملوندی
حسین کج کلاهی
جعفر ابراهیمی
ماماتی
وحيد مير شكار
حمید جعفری
سایت ها
ایران دیپلماسی
خبرنامه امیرکبیر
آفتاب
موج آزادی
تابناک
رجا نیوز
رادیو زمانه(بدون فیلتر)
عصر ایران
نشریات
اعتماد
کیهان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان