![]() |
![]() |
|
|
دیشب داشتم یه فیلم از یه مراسم تدفین می دیدم این سوال به ذهنم رسید:
آیا اگر ما جاودانه بودم بر مرگ کسی (که حتما جاودانه نبوده) گریه می کردیم؟ به همین شدت الان گریه می کردیم؟ اصلا ربطی داره؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 21:41 توسط مرتضی |
|
امان از این کابل زرد رنگ که هر چه به سحر نزدیک تر می شود و خواب بیشتر غلبه می کند سرعت بالاتر می رود و دل کندن از فریضه دانلود مشکلتر . . . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 1:44 توسط مرتضی |
|
این اواخر از گل آقا فقط نوشته های منوچهر احترامی را می خواندم. و بسیار مشتاق دیدنش. که قسمت نشد. بی شک چندین نسل از کودکان با شنیدن شعرهایش به خواب می روند. خدا حافظ شاعر "حسنی نگو یه دسته گل" خدا حافظ شاعر کودکی ها.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 21:1 توسط مرتضی |
|
|
مدرسه که هستم ، وقتی می بینم بچه ها زیاد شلوغ می کنن شروع می کنم بهشون جزوه گفتن و براشون از کتاب سوال (های چرند!) در آوردن .و چه تاثیر شگرفی داره این کار!به چشم به هم زدنی کلاس همچین ساکت میشه که صدای تپش قلبت رو می شنوی. دانشگاه که می آم و می بینم شیوه تدریس اکثر اساتید جزوه گفتنه و همکلاسی ها رو که می بینم که با تمرکز کامل مشغول نوشتن جزوه های هفت رنگ هستند به خیلی چیزا فکر می کنم: ۱.به اینکه یعنی این جماعت خبر ندارند که دستگاه چاپ اختراع شده و نیاز نیست همه وقت کلاس صرف دیکته نوشتن بشه؟ ۲.به اینکه چه شباهتی بین اون بچه های ساده روستا و این مهندس های مملکت هست که هر دو جماعت این قدر شیفته جزوه نوشتنند؟ ۳.به اینکه این استاد های از فرنگ برگشته از دماغ فیل افتاده چرا اینقدر عاشق جزوه گفتن هستند؟ ۴.به اینکه چرا من تو همه سالهای تحصیلم سر جمع صد صفحه هم جزوه ننوشتم ؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 22:9 توسط مرتضی |
|
|
چند وقته که دقت کردم بعضی ها بجام سلام میگن:یا الله ،به جای خدا نگهدار میگن:یا علی.
یاد دوستی افتادم که چند وقتی به جای سلام می گفت:درود،به جای خدا نگهدار می گفت :بدرود.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 0:59 توسط مرتضی |
|
|
این هفته مثلا تعطیلات بین ترم دانشگاهه و من دارم این کتاب خوب رو می خونم:
همیشه وقتی یه کتاب با پیشوند هایی مثل "به زبان ساده" و"برای همه" می دیدم انتظار داشتم کتابهایی باشند سطحی و گمراه کننده! اما این دفعه کاملا متفاوت بود.یه کتاب خوب و معتبر با زبون ساده که توضیحات بیشتر در مورد اون رو تو وبلاگ مترجمش آق بهمن دارالشفایی ببینید و البته ویرایش استاد خشایار دیهیمی باعث شده زحمت ایشون پر ثمر بشه. کیفیت چاپ کتاب که کار نشر ماهی باشه خیلی زیبا و قشنگه و قطعش هم کوچیکه که حجم زیادی رو اشغال نمی کنه.از همین الان دوره افتادم تو کتاب فروشی ها ببینم از این مجموعه موضوع دیگه یا کتاب دیگه ای هم چاپ شده یا نه؟ خلاصه اگه چند بار شروع به خوندن کتابهای فلسفه سیاسی کردین و نتونستین ارتباط برقرار کنین این کتاب برای شروع بسیار عالیه. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 0:19 توسط مرتضی |
|
|
از بچه ها می پرسم "نیل" یعنی چی؟ یکی می گه :" اسم یه روده؟" اون یکی می گه :" تو مصره؟" می پرسم خب چه ربطی به اینجا داره که نوشته"از دستگاه تراش برای نیل به چه هدفی استفاده می شود؟" . . . و همگی به روح پر فتوح جمیع اموات مولفین کتب درسی درود می فرستیم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 21:43 توسط مرتضی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| دست نوشته های دیگران |
|
حسن ملوندی حسین کج کلاهی جعفر ابراهیمی ماماتی وحيد مير شكار حمید جعفری |
| سایت ها |
|
خبرنامه امیرکبیر آفتاب موج آزادی تابناک رجا نیوز رادیو زمانه(بدون فیلتر) عصر ایران |
| نشریات |
|
کیهان |
|
RSS
|