![]() |
![]() |
|
|
اینجا نوشته که :
"رئيس دانشگاه آزاد اسلامي با اظهار تاسف از کساني که اکنون تلاش مي کنند با اشکال مختلف دستاوردهاي نظام جمهوري اسلامي را ناديده گرفته و به آنان ايراد وارد مي کنند، اظهار داشت؛ متاسفم براي کساني که مانند پشه مي نشينند و به تخريب مسوولان نظام مي پردازند." معمولا آدم ها حرف هایی که می زنند بسیار مودبانه تر از حرف هایی که نمی زنند و در دل دارند! |
|
مسئولین کانونهای صنفی معلمان کشور امروز سه شنبه 26شهریور 1387که برای برگزاری یک همایش سراسری دور هم گردآمده بودند، پیش از انجام هر گونه گفتگو وخوش وبشی درساعات اولیه ی صبح در قرار گاه خود(ایستگاه متروی دانشگاه علم وصنعت تهران) بوسیله ی فرمانده نیروی انتظامی هفت حوض(رسالت) دستگیر و به نقطه ی نامعلومی منتقل شدند.نیروهای انتظامی به کمک بسیج محل در آنجا(ایستگاه متروی دانشگاه علم وصنعت )کمین کرده و بطور ناشناخته معلمان را در گروه های دو نفره وچند نفره دستگیر و به نقاط نامعلومی به گفته ی خودشان برای توجیه دستگیر می کردند.
موبایل همه ی معلمان خاموش شده است و گرفتن خبر از آنان غیر ممکن است. خبر جدید تر در وبلاگ کانون صنفی معلمان ایران |
|
۱.یک شهر زیارتی ،محوطه بارگاه ملکوتی:
کنار هر آب سرد کن استوانه های بزرگ پر از لیوان یک بار مصرف و سطل های زباله بزرگ پر از همانها. ۲.همان شهر ، دانشگاه ، دفتر اساتید گروه مهندسی مکانیک ، هوا فضا و . . .: "استاد گرامی از آنجا که هر لیوان یک بار مصرف ۴۰۰ ریال هزینه دارد حتی الامکان از لیوان شخصی استفاده فرمایید." |
|
مدتهاست که دیگر آنقدر تنها نمی شوم که تنهایی را فراموش کنم.
یادش بخیر توهمی که تنهایی به من می بخشید! |
|
اگه این تابلو رو یه جایی تو زمین ثابت کرده باشند و نزدیکی های اداره هشدار دهنده اش هم نباشه و از اون تو شهر نه چندان بزرگ شما فقط یکی باشه و شما هم یه کم زیادی کنجکاو (فضول ،منحرف و . . .) باشید و بهره هوشی (آی کیو سابق) شما بسی بیش از ویروس و جلبک و . . . باشد از دیدن این تابلو چه نتیجه ای می گیرید؟ 1.رابطه ج.ن.س.ی خطرناک است. 2.رابطه ج.ن.س.ی مشکوک خطرناک است. 3.حتی یک رابطه ج.ن.س.ی مشکوک هم خطرناک است. 4.هر جای این شهر نشه رابطه ج.ن.س.ی مشکوک پیدا کرد ، در شعاع یک کیلومتری این تابلو حتما میشه یه کارایی کرد! |
|
این از نیچه است:
"از نوشته ها تنها دوستار آن ام که با خون خود نوشته شده باشند.با خون بنویس تا بدانی که خون جان است. دریافتن خون بیگانه آسان نیست : از سرسری خوانان بیرازم. سده ای دیگر با چنین خوانندگان یعنی گندیدن جان! این که هر کس خواندن تواند آموخت ، سرانجام نه تنها نوشتن که اندیشیدن را نیز تباه خواهد کرد." الان صد سال بیشتر از مرگ جناب نیچه گذشته و همه کس خواندن را آموخته و ابزاری (که همینک جنابعالی بدان خیره شده ای!) ساخته شده که نوشته های همه کس را توانی خواند و سرسری هم می خوانی و به این کار عادت می کنی و معتادش می شوی و عمراً دیگه حوصله خوندن نوشته هایی که با خون نوشته شده اند را داشته باشی و این شاید یعنی همان گندیدن جان! من که نیچه شناس نیستم اما بر طریق "هر کسی از ظن خود شد یار من . . . "که می تونم این برداشت رو از جملات نیچه داشته باشم! |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| دست نوشته های دیگران |
|
حسن ملوندی حسین کج کلاهی جعفر ابراهیمی ماماتی وحيد مير شكار حمید جعفری |
| سایت ها |
|
خبرنامه امیرکبیر آفتاب موج آزادی تابناک رجا نیوز رادیو زمانه(بدون فیلتر) عصر ایران |
| نشریات |
|
کیهان |
|
RSS
|