![]() |
![]() |
|
|
دو مدل خاص از آدمها قابل تفکیک اند:
آدمایی که کم کتاب می خونند و زیاد حرف می زنند آدمایی که زیاد کتاب می خونند و کم حرف می زنند من گروه دوم رو خیلی دوست دارم و اینکه من جزء کدوم دسته ام هم بماند ! اما خلاصه مطلب اینکه یکی از آدمای گروه دوم وبلاگ زده. حسین کج کلاه هم دانشگاهیم که چند سالی بود ازش خبری نداشتم و حالا یه هفته ای میشه که به اندازه رفیق های چند ساله دلم واسش تنگ شده وبلاگ زده. رودباران به نظرم چیز خوبی از آب در میاد . از اون وبلاگ ها که همیشه می نویسن ، از خودشون می نویسن،صمیمی و راحت می نویسن،و صد البته مفید و مختصر! منتظریم آقا حسین! |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 20:59 توسط مرتضی |
|
|
داشتم فکر می کردم خیلی از تجربه های دیگران به صورت ضرب المثل در اومده و وقتی بیان میشه یه نکته مهم رو تو چند کلمه ساده خلاصه کرده.حالا من یه تجربه دارم که تاحالا ضرب المثلی در باره اش نشنیدم . برا همین مجبورم همشو بنویسم : تجربه من اینه که اگه منتظر باشی یه کاری پیدا کنی که اولین باری که انجامش میدی بهترین کسی باشی که اون کار رو انجام میده هرگز چنین اتفاقی نمی افته! مثلا خیلی از ماها برا این نمی نویسیم که اولین نوشته هامون مثه نوشته های فلان نویسنده خواننده نداره یا برا این شعر نمی گیم چون اولین شعرامون به پای بهترین شعرهای شاعرای مشهور نمی رسه!خیلی از وبلاگ ها برا این تعطیل میشه که نویسنده هاشون می خوان تو هر مطلبشون راه حل یکی از معضلات جهان هستی رو حل کنن و فکر می کنن بقیه همچی انتظاری ازشون دارن! چند وقت پیش داشتم یه کتاب می خوندم به اسم آهنگ های فراموش شده که اولین شعرهای شاملو رو چاپ کرده بود و شعرهای اولیه شاملو ترکیبی بود از تقلید و امتحان سبک های مختلف ادبی و شعر های بی محتوای سیاسی و … یه ایده جالب که به نظرم رسید این بود که خودتو مجبورکنی هر شب تو یه دفتر یه صفحه بنویسی، موضوعش مهم نیست از فلسفه پست مدرن تا زاییدن گربه همسایه هرچی می خواد باشه اما تا اونجا که برات ممکنه این عادتو ترک نکنی.یه لحظه تصور کنید آدمی که چند سال پیاپی این کار رو انجام بده چقدر از نظر شخصیتی پیشرفت می کنه! به نظرتون ما ضرب المثلی داریم که این نکته رو برسونه؟ به نظرم مثالهایی مثه "کار نیکو کردن از پر کردن است" یا "سنگ بزرگ نشونه نزدنه" اونی که من می خوام رو نمی رسونه! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:41 توسط مرتضی |
|
|
امروز عملا روز آخر تعطیلاته.خیلی وقتها خوبه آدمیزاد به خیلی چیزا فکر نکنه!مثلا اینکه چرا ما حدود 3 هفته از اول بهار رو تعطیل می کنیم و تو این تعطیلی ها چکار می کنیم و اصولا قبل اون 3 هفته چه عمل شاقی انجام دادیم که 3 هفته طول می کشه خستگیش از تنمون در بره! مگه چقدر میشه کنج خونه نشست و کتاب خوند و فیلم دید؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 14:55 توسط مرتضی |
|
|
فکر کنم سال 79 که صدمین سال تولد امام خمینی بود و سال امام خمینی نامیده شده بود اولین سالی بود که یه اسم اینجوری هم داشت و قرار بود تمام ارکان کشور تو تمام اعمالشون این موضوع رو مد نظر داشته باشند. بعد از اون یه چند سالی عموما یکی از این دو حالت پیش میومد: یا ده روزی از سال قمری که تو سال شمسی تکرار می شد مناسبت های ویژه ای داشت که باعث می شد نام گذاری اون سالها به افراد مربوط به اون مناسبتها کمابیش قابل توجیه جلوه کنه مثل اینکه اون سال دو تا عید غدیر داشته باشه. یا اینکه سال شمسی همزمان با یه مناسبت تو سال قمری آغاز می شد. به این ترتیب سالهایی مثه پیامبر اعظم و حضرت علی و عزت و افتخار حسینی نامگذاری شد. ولی مثه اینکه این موضوع کم کم داره یه عادت میشه که هر سال بعد تحویل سال جلوی تلویزیونی که همه کانال هاش یه نفر رو نشون میده بشینیم وبا کنجکاوی منتظر بشیم ببینیم که امسال سال چیه و بعدهم عادت کنیم که گوشه بالای سمت راست تلویزیونمون یه عبارت ثابت مثه سال فلان تا مدتی نقش بسته باشه. البته در این که سالهای بدون اسم هم ناتموم نمی مونن فکر کنم کمتر کسی شک داشته باشه و نیازی به توضیح من نباشه اما فکر کنم شاید ضمن شنیدن اسم سال جدید که احتمالا پس از کشف و شهود های فراوان به موضوعات رنگ وارنگ اختصاص پیدا می کنه شاید چیزای مهمتری هم باشه که بشه بعد سال تحویل شنید! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 23:18 توسط مرتضی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| دست نوشته های دیگران |
|
حسن ملوندی حسین کج کلاهی جعفر ابراهیمی ماماتی وحيد مير شكار حمید جعفری |
| سایت ها |
|
خبرنامه امیرکبیر آفتاب موج آزادی تابناک رجا نیوز رادیو زمانه(بدون فیلتر) عصر ایران |
| نشریات |
|
کیهان |
|
RSS
|