![]() |
![]() |
|
|
در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری،خبر دار شدیم که جعفر ابراهیمی ازندرياني از فعالان سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت وفعال فعلی کانون صنفی معلمان،در رابطه با فعالیت های صنفی خود درجهت احقاق حقوق فرهنگیان درتاریخ چهارشنبه20/3/88 دستگیرشده است و بعد ازمراجعات مكرر خانواده ايشان، دستگيري ايشان را توسط نيروهاي اطلاعات و مكان نگهداريشان را بند 209 اوين اعلام كرده اند . لذا ما امضا کنندگان بیانیه ،ضمن ابراز همدلي با خانواده ی آقاي ابراهیمی ،خواستار آزادی هرچه سریع تر ایشان از زندان می باشیم. احسان صفایی مقدم-ابوذرشهرکی-ابوذرمهربانی- اصغرزارع -امین دربان-آزاده فرامرزيها-آزاده خسروشاهی-ابراهیم طاهری -امير رشيدي-اشكان مسيبيان-آزاد حاجی آقايی-آيدا سعادت-آرش نصیری اقبالی-ابراهيم امدادي-آرش انواری-امید حسین زاده-الناز انصاری-احمد مدادي-اصغر بازرگاني-اكرم ابويي- الهام قیطانچی-ابراهيم گرجي-احمد طالبي-اشكان غيثوندي-امیرصفری فر-بلال مرادويسي-بهناز شكريار-بيتا طاهباز-بابك غياثی-بهيرا فلاح-بهزاد عبدی-پويا عزيزي-پرستو الهياري-پويش عزيزالدين-پروين ذبيحی-پويان تحويلداري-پروين اردلان- پژمان کریمی-پروین ذبیحی-پيام شكيبا-تارا نجداحمدي -حسن ملوندی-حسین حیاتی- حمید جعفری -حميده نظامي-حامد صادقي صفت-حميد آزرم منش-حشمت صفایی-حسين رمضاني-حميد بي ازار- حسين رضا ميرزائي- حسين نوابي-حسين احمدي-حميد ابراهيمي-حسين خيري فام-حسين سخنور-جلوه جواهري-جمشيد آئين دار-جواد صفوی زاده-جواد ميرزائي-جواد طالبي-جواد سيف-جواد سليماني-خسرو دليرثاني-خدیجه مقدم- خدیجه پاک ضمیر-دلارام علي-رسول رضایی -رضا دهقان-ركسانا ستايش-رها عسگري زاده-رويا درشتي-رضا عباسي- رضوان مقدم –رحيم حسني تبار-رضا بختياري-ربابه طالبي-راضيه نعمتي-ريرا اسفندياري-زهرا رضایی- زویا اسکندریان-زينب كشاورز-زهره اسدپور-ستارنوربخش -سميه فريد-سمانه عابديني-سميه رشيدي-سوسن طهماسبي-سمانه موسوي-سياوش قليچ خاني-سپيده يوسف زاده-سهراب كريمی-سحر سان-سعيده حاتف-سولماز احمري-سوزان ذاکر-سیوش منتظری-سعيد نعيمي-سعيد گرجي-سعيد اميدي -سمانه فرید-سميه رضائي-سعيد ابراهيمي-شهاب الدین شیخی-شيدا شاه محمدي- شهلا انتصاري- شيرین فامیلی-صدیقه مقدم-طلعت تقي نيا-عباس شکفته دل-علی محمدی-علی سمیعی زاده - علي عبدي-علي طايفي-علي اخوان-عاليه مطلب زاده-علی اکبر خسروشاهی-علی مشمولی-علي صادقي-عباس شعباني-عليرضا طالبي-عقيل رضايي-عزت ابراهيمي-غلامرضا داودی-غلامرضا هزاوه-فروغ سميع نيا-فرشيد محمود تهراني—فاطمه مقدم-فریده مقدم-فریناز آزادفر- فرانک فرید- فراز یکیتا-فاطمه ابراهيمي-فرشته شيرازي-فرخنده جبارزادگان-قدسي سرمست-كارن جواهري-كامبيز گرمستاني-كاوه قاسمی كرمانشاهی -كبری كريمی-كامران طاهباز-كرم رضايي-کاوه مظفری-محمد حبیبی- محمدرضاخواه-مرتضی تهامی پور-مهدی امین زاده- مهدی فخرزاده- مهدی فقیهی- محمود مژدهی- مجید اویسی- مجید اشرف نژاد- مهدی فرجی - موسی فریدونی- محمود جابری- معصومه قلی زاده - مريم حسين خواه-مژگان ثروتي-مسعود شكري-ملوك ملاحسيني-مانا علوي-مسعود كرمی-مهرنوش اعتمادي-مرضيه بخشي زاده-منصور تيفوري-مريم خدا رحمي-مونا محمدزاده-محمد غزنويان-مارال فرخي-محمد شوراب-مریم رضوی-مهسا خیرالهی- مرتضي اسدي-مازيار مهرپور-مريم سميعي-مسعود هاشمي-محسن پناهي-مسعود حيدريان-منصوره شجاعي- معصومه وطنی- مهدی فراهاني- محبوبه حسين زاده-مسعود حسيني-مهرداد ترابي-مريم كسايي-مهدي زماني-مجتبي اسدي-مريم احمدي-مجيد گرجي-محمد ميرزائي-محمود سندجم-مسعود طالبي-مهرداد قاسمي-مجيد ابراهيمي-محمد ميرزائي نيا -منصوره خسروشاهي-مسعود گلستاني-محسن خلفي-نيره توحيدي -نسيم خسروي مقدم-نيما علوي-ناهيد كشاورز-نادر حاجي محسن-نصور نقي پور-نويد نوري فر-نيلوفر گلكار-نازلي فرخي-نرگس گرجي-نيما سرابي-ناهيد جعفري-ناهيد ميرحاج-نفیسه آزاد-نیما پورابراهیم-وحید میرشکار - وهاب دوستی دوكشكانی-وجیهه مقدم-وحيد هاشمي-وحيد ابراهيمي-هوشنگ سبحاني-هدي امينيان-هايده تابش-هادي ميرزايي-هادي مسعودي راد-یاسرریگی -ياشار گرمستاني-یاور خسروشاهی-یاسر عزیزی-ياسمن دادور |
|
اگر هم مثل من هیچی از ادبیات سر نیاورید و کتابهای مهم تر محمد حقوقی رو نخونده باشید ، حداقل باید مجموعه کتابهای شعر زمان ما رو دیده باشید:
محمد حقوقی شاعر و منتقد ادبی درگذشت.تو این شلوغی های سیاسی گاهی چهره های فرهنگی چه زود قراموش می شن . یادش گرامی باد. |
|
دانشگاه پر شده از این نوع اطلاعیه ها که به دانشجویانی که پس از یک نمایش شعور سیاسی ۸۵ درصدی ، ناگهان خنگ شده اند دانش سیاسی یاد بدهد و بفهماند که هر موجودی که از این صندوق شعبده بازی درآید رئیس جمهور همه است حتی اگر به او رای نداده باشند. خودشان هم خوب می دانند خیلی بیشتر از بعضی ، به کس دیگری رای داده اند و دو هفته است که سرگردان دنبال رای خود می گردند. |
|
اصلا از روزهایی که خبرهایی می رسه که مردن رو آسون و تکراری می کنه خوشم نمی یاد.
نمی دونم اونا که می کشن از کجا اومدن. این روزهای پر خون حوصله خوندن تحلیل های آدم های شاهد و بی خاصیت در مورد اینکه چی میشه رو ندارم. فقط می فهمم این روزها کسایی کشته می شن که برای قدرت چنگ و دندون تیز نکرده بوده اند. امیدوارم این خون های بیگناه حداقل فراموش نشن. |
|
من رای دادم . به میر حسین .
از رای دادن ما هر کسی می تونه یه نتیجه ای بگیره. و ما هم طبعا نمی تونیم را بیافتیم به همه حالی کنیم برای چی رای دادیم و رای دادن ما چه معانی میده و چه معانی دیگری نمی ده. قرار هم نیست با یه رای دادن ما دنیا زیر و رو بشه و همه چی به سلیقه ما در بیاد. اما میشه رای داد و امیدوار بود روزهای بهتری از راه برسه. |
|
دوستی میگه:
ما ها معمولا وقتی به هم می رسیم نا خودآگاه شروع می کنیم به انجام همزمان دو عمل: ۱.تعریف و تمجید کردن از همدیگه ۲.عیب جویی کردن از نفر سومی که هر دو می شناسیم. |
|
مناظره هفتاد درصد قدرت بیانه و سی درصد داشتن حرف حساب.میر حسین به فارسی مسلط نبود و قسمت اعظم این هفتاد درصد رو از دست داد و در مناظره شکست خورد.
اما احمدی نژاد تمام توانش رو برای مناظره گذاشت و هر چه در چنته داشت رو کرد.احمدی نژاد دیشب حداقل دو سه میلیون رای از مناطق محروم به سمت خودش کشید و طرفدارانش رو در رای دادن بهش مصمم تر کرد. اما این کار رو به قیمت تمام شدن خودش انجام داد. و از همون اول مشخص بود که اومده که به سیم آخر بزنه. تنور انتخابات با صحبتهای احمدی نژاد هزار برابر داغ تر شد که بعید می دونم به نفع احمدی نژادی که تعداد رای های ثابتی داره بوده باشه. دیشب احمدی نژاد روشی که در سیاست خارجی داشت رو در داخل هم پیاده کرد.اما فکر کنم به عواقبش فکر نکرده بود . احمدی نژاد با اسم بردن از افراد بلند پایه ساختاری که خودش رئیش جمهورشه جمهوری اسلامی رو به نقطه غیر قابل بازگشتی برد. برای اونایی که از آرامش صحنه سیاسی متنفرند و عاشق دیدن صحنه های تاریخی در عرصه سیاست هستند روزهای خوبی در پیشه . |
در عالم معلمی اتفاقات جالبی می افتد .نمونه اش همین عکس بالاست که یکی از همکاران فرستاده است. گویا بنیاد شهید یکی از شهرستانها می خواسته از فرزند یکی از شهدا به بهانه ای تقدیر کند و هدیه ای به مدرسه فرستاده است . البته گویا عزیزان بنیاد شهید خبر نداشته اند که سیستم ارزیابی نمرات دانش آموزان در ایران از ۲۰ محاسبه می شود و معدل ۹۵/۷ آنچنان معدل درخشانی نیست!!! |
|
استاد ملکیان در حمایت از میر حسین موسوی بیانیه داده که متن کاملش اینجاهست.
این چند جمله از بیانیه استاد به نظرم جالب توجه آمد: "آنچه در جامعهی ما بیداد میکند (به هر دو معنای تعبیر «بیداد کردن») بیاخلاقی است؛ و، در این سالهای اخیر، شدت و حدّت این بیاخلاقی در نهاد سیاست از همهی نهادهای اجتماعی دیگر ما بیشتر شده است، ..... بر این مبنا، آنچه، امروزه، بیش از هر چیز دیگر و بیش از هر زمان دیگر، بدان نیازمندیم اخلاقیسازی عالم سیاست و است؛ و این کاری است که از انسانی اخلاقی چون مهندس موسوی ساخته است. برای اخلاقی بودن مهندس موسوی محک و سنجهای بهتر از اینکه وی، با آنکه میداند که یکی از کارآمدترین و دردسترسترین وسایل برای جلب و جذب آراء مردم دادن وعدههای شیرین و دلفریب است، خود را عالماً و عامداً از این ابزار محروم میکند؟ برای اثبات صداقت وی همین کافی نیست که، چون، از سویی، عمل به وعدههای انتخاباتی را وظیفهی اخلاقی خود میداند و، از سوی دیگر، یقین دارد که به اکثر آن وعدههای شیرین و دلفریب نمیتوان عمل کرد، وعده دادنهای خود را به حداقل رسانده است؟ آیا کاری آسانتر از دادن وعدههای انتخاباتی شیرین به زنان، جوانان، دانشجویان، دگراندیشان، فقرا و محرومان، اقلیتهای دینی و مذهبی، و اقوام ایرانی و کاری دشوارتر از عمل به آن وعدهها هست؟ کسی که صادقانه عزم جزم کرده باشد که به وعدههایی که، در موسم انتخابات، به هموطنان خود میدهد عمل کند، آیا، در وضع و حال کنونی، چارهای جز کم وعده دادن دارد؟" |
|
این مطلب را (اگر چه در همهمه انتخابات بی ارتباط می نماید) با اشاره به نوشته دوست عزیرم وحید می نویسم و امیدوارم هم شروعی باشد برای ارتباط فکری بیشتر بین دوستان سابق که این روزها به بیست تومان هم یادی از هم نمی کنند و هم تغییری در سیستم فعلی وبلاگ نویسی این حلقه باشد که هر کسی فقط از دنیای خودش ننویسد و گاهی به نوشته های دیگران هم عکس العملی نشان دهد.
من اولین بار شعار "یا سوسیالیسم یا بربریت" را بر بالای همان تابلو های سرخ رنگ دانشجویان چپ دیدم و نمی دانم که این شعار سابقه تاریخی دارد یا نه؟فرض را هم بر این می گیرم که اصلا نمی دانم سوسیالیسم چیست و کوچکترین اطلاعی درباره آن ندارم .بربریت هم در واژه نامه ها معنی وحشی و عقب مانده می دهد و اگر هم کسی معنی آن را نداند از ظاهر شعار اینگونه بر می آید که حالت بدی است که اگر کسی به سوسیالیسم که آرمان ماست نرسد لاجرم و ناگزیر به آن مبتلا می شود.شعار به صورت سوال گونه مطرح می شود و مخاطب را بر سر دو راهی قرار می دهد و جواب من به این سوال همانگونه که از عنوان مطلبم مشخص است این است :البته بربریت. آنچه باعث می شود من بربریت رابرسوسیالیسم ترجیح دهم نه ناشی از دشمنی من با سوسیالیسم است نه بر خواسته نادانی و نا آگاهی . اگر به جای سوسیالیسم در این شعار هر کلمه دیگری اعم از لیبرالیسم و دموکراسی و . . . قرار می گرفت من باز هم بربریت را انتخاب می کردم.اگر بربریت آنقدر گسترده شده است که هر اندیشه و روش و مرامی جز سوسیالیسم را شامل می شود چه چیزی بهتر از آن؟ مگر نه این است که اصل اندیشه پست مدرن بر پایان عصر کلان نظریه ها و دو گانه ها است؟پس چگونه است که گروهی که خود را پیشتاز جامعه ایران می دانند هنوز در اندیشه های قرن نوزدهم اروپا سرگردان است و در عصر منطق فازی دنیا را اینگونه دو گانه و سیاه و سفید می بیند. من در برابر این نوع شعار دادن این سوالها به ذهنم می آید:چرا بعد از این همه نیچه و سارتر و کافکا و کامو و شاملو خواندن ما همگی هنوز به همان روش "دیگران یا با ما یا بر ما" فکر می کنیم؟ چرا هنوز دعوا ها بر سر مسلک ها و مرام هاست؟و چرا در هنوز در بر همان پاشنه می چرخد؟ به قول شاملو: "مسلک ها به جز بهانه ی دعوایی نیست بر سر کرسی اقتداری، و انسان دریغا که به درد قرون اش خو کرده بود ". منتظر جواب های دوستان هستم.
|
|
بسیار حس لذت بخشی است وقتی در آخرین روز سال تحصیلی از طبقه دوم می بینی دانش آموز روستایی که نتوانسته ای سرتاسر سال راضی اش کنی یک کاغذ میلیمتری برای کلاس رسم فنی بیاورد و خود را اینگونه توجیه کرده ای که حتما ندارن بیچاره ها، دارد با تویوتا کمری ابوی بزرگوارش که از فروش زمینهای بایر لب جاده افتاده شان حاصل شده است ویراژ می دهد.
|
|
زمانی که در عراق به سوی رئیس جمهور آمریکا لنگه کفشی پرتاب شد کسی در این مورد که آن حادثه یک رسوایی است و نباید تکرار شود تردیدی نداشت.آنچه تحلیل ها را از هم متمایز می کرد به علت و ریشه آن واقعه مربوط بود . اینکه آیا آن رفتار به زعم رسانه های کشورهایی چون ایران پاسخی به رفتار نادرست رهبران آمریکا در عراق بود یا ناشی از گستاخی آن خبر نگار عراقی بود که موجب عذر خواهی خبرنگاران عراقی هم شد. آنچه در مورد حادثه ای که هفته پیش در ژنو اتفاق افتاد عجیب است نه خود آن که اختلاف نظر درباره نتیجه آن است.بخش عجیب و نگران کننده تحلیل ها در رابطه با واقعه فوق مربوط به گروهی است که شتابزده این چنین وقایعی را حماسه و فتح الفتوح می خوانند و شوربختانه کنترل بخش مهمی از سکان هدایت کشور را نیز در دست دارند. وقتی کسی این چنین رفتارهایی را حماسه بخواند بی شک نمی شود از او پرسید حضور و سخنرانی رئیس جمهور در کنفرانسی در سطح وزرا و معاونان که هیچ کدام از سران کشورها در آن حضور نداشتند چه لزومی دارد؟ یا که اغتشاش در شروع سخنرانی رئیس جمهور چه معنایی دارد و ترک سخنرانی توسط نمایندگان کشور های دیگر چه افتخاری دارد؟ جالب آن است که دایره کسانی که چنین رفتارهایی را تایید می کنند آنچنان محدود است که حتی حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان را هم شامل نمی شود . چرا که وی هم پیش از این از فتح الفتوح خواندن حادثه دانشگاه کلمبیا انتقاد کرده بود وهم قبل از عزیمت رئیس جمهور به ژنو به عدم شرکت در آن کنفرانس توصیه کرده بود . نمونه دیگر این نوع تحلیل ها به وقایع جنوب لبنان و جنگ سی و سه روزه مربوط است که پس از کشته شدن جمعیت هزار نفری از مردم این منطقه دربرابر تلفات دویست نفری اسرائیل و تخریب ساختار های زیر بنایی جنوب لبنان باز هم از سوی این گروه به پیروزی حزب الله و شکست اسرائیل تعبیر شد درحالی که بعد ها خود سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله و فرمانده یکی از طرفین درگیر در این جنگ در مصاحبه با تلویزیون لبنان از گروگان گیری سربازان اسرائیلی که موجب آغاز جنگ شد ابراز پشیمانی کرد .خبری که در رسانه های ایران کمتر پوشش یافت. با همه تلاشی که می شود این نوع نگرش به شهادت طلبی پیوند خورد و با آن همسان دیده شود واضح که شهادت طلبی ارتباطی با شتابزدگی و نسنجیده عمل کردن ندارد و مرز این دو تفکر به فاصله گناه خودکشی تا ثواب شهادت است. به نظر می رسد تعریف پیروزی و شکست در ادبیات سیاسی و دیپلماتیک ایران در حال تغییر و واژگونی است.پیروزی هر آنچه که اتفاق می افتد است و شکست اصولا اتفاق نمی افتد.در این میان از این تغییر معانی آنها که بیشتر از همه زیان می بینند مردمی هستندد که به معنای جدید این واژگان خو نگرفته اند. +.برای نشریه دانشجویی راه درخشان |
|
میر حسین امروز میهمان دانشگاه فردوسی بود.
استقبال خوبی شده بود و چند برابر ظرفیت سالنی که معمولا پر نمی شد جمعیت آمده بود و بساط تشویق و شعار هم براه بود. با اینکه میر حسین از بلاغت بالایی چون خاتمی برخوردار نیست و آنچنان که ما ملت احساساتی دوست داریم هیجانی صحبت نمی کند اما به نظر می آد که امروز تونست مخاطبانش رو راضی از سالن بیرون بفرسته. احساس می کنم که میر حسین داره کم کم خودش رو به عنوان کاندیدای شرایط اضطراری تثبیت می کنه.
|
|
اینکه آدم می تونه فیلم یه کارگردان با سابقه رو که اتفاقا درباره مسایل سینما هم هست تو یه سینما که ۳۰۰ نفر ظرفیت داره به اتفاق تنها ۳۰ نفر دیگه در فضایی ساکت و با تمرکر کامل ببینه خوبه یا بد؟ چند شب پیش که این اتفاق افتاد برای من نه تنها خوب بود که لذت بخش هم بود. قسمت بدش مربوط به امشب بود که به اصرار کوچیک ترها برای تماشای قسمت دوم یه فیلم ، نیم ساعت تو صف بلیط ایستادیم و به ردیف آخر طبقه دوم رضایت دادیم. انگاری که داشتن ادامه اون فیلم چند شب پیش رو اینجا فیلم برداری می کنن. می دونم و با خودم تکرار می کنم که : ۱.مردمی که دلتنگ خندیدن اند رو نمیشه سرزنش کرد. ۲.همه مردم رو هم نمیشه فیلسوف و روشنفکر و (روشنفکر نما!) کرد. اما ای کاش می شد فکری هم به حال سینما کرد. |
|
روزای آخر تعطیلات آدمها یه چی فکر می کنن؟
به نقشه هایی که قبل تعطیلات کشیدن. به کارهایی که عقب مونده. به روزهایی که در پیش دارن. به ترمی که کوتاه تره.
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| دست نوشته های دیگران |
|
|
| سایت ها |
|
هفتان آفتاب فرارو تابناک رجا نیوز رادیو زمانه عصر ایران رادیو آلمان |
| نشریات |
|
اعتماد ملی کیهان |
|
RSS
|